السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
57
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
تو را پاك شماريم و تسبيح گوييم . خداوند پاسخ فرمود : « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ؛ به راستى من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد » . من اراده نمودهام كه از نسل انسان ، بندگانى درستكردار و پيشوايانى را يافته را بيافرينم و زمين را از « نسناس » پاك سازم و جنّيان سركش را در آسمان و اكناف عالم جاى دهم و ميان جن و خلق خويش حائلى پديد آورم . فرشتگان گفتند : پروردگارا ، هرآنچه اراده نمودهاى انجام ده . پس خداوند حائلى به اندازهء پانصد سال ميان آنان فاصله افكند به گونهاى كه آنان به عرش الهى پناه بردند و خداوند نيز آنان را در « بيت المعمور » جاى داد و به آنان فرمان داد كه برگرد او طواف نموده و از عرش خداوند چشم بردوزند . بيت المعمور همانجايگاهى است كه هرروز هفتاد هزار فرشته برگرد آن طواف مىكنند و دوباره به سوى آن باز نمىگردند . خداوند اين مكان را توبهگاه آسمانيان قرار داد همانگونه كه كعبه را توبهگاه زمينيان قرار داد . امير مؤمنان پس از اين سخنان فرمود : خداوند سرشت آدم را از اخلاط چهارگانهء سوداء ، خون ، صفراء و بلغم آفريد . سوداء ويژگىهايى همانند عشقورزى به زن ، آرزوهاى دراز و حرص و طمع را در وجود انسان پديد مىآورد و بلغم علاقه به خوردن و آشاميدن و نيكى و مدارا را در وجود انسان ايجاد مىنمايد و صفراء غريزهء خشم ، كم خردكى ، شيطانصفتى ، سركشى و شتاب در كارها را پديد مىآورد و خون ، عشقورزى به زن ، لذّت و ارتكاب گناهان و آلودگى به شهوت را در وجود انسان ايجاد مىكند . « 1 » نگارنده گويد : مقصود از « ريح » در اين حديث همان سوداء است و مقصود از « مرّهء » صفراء و سوداء مىباشد و اينكه عشقورزى به زن را هم از آثار سوداء و هم از آثار خون برشمرد به جهت اين است كه هردو غريزه ، در عشقورزى به زن اثر دارد . امام رضا عليه السّلام فرمودهاند : نقش نگين انگشتر آدم عليه السّلام « لا إله الّا اللّه محمد
--> ( 1 ) . تفسير قمى ج 1 ص 36 و ص 37 و ص 41 .